تبليغاتX

نــیــن جــوتــســو اســتــان یــزد - زمان

اتحاد باعث قدرت است///نا امیدی مرگ نینجاست
 
 

 

انسان با این دو واقعیت روبرواست : گاهی غم و زمانی شادی.

شادابی به معنای انکار واقعیات و ندیدن مشکلات خود و دیگران نیست. شادابی ، به معنای چشم بستن بر تلخی های زندگی نیست و بالاخره ، شادابی ، به معنای خوش بینی بی پایه و خودفریبی نیست.

 

انسان شاداب ، ناکامی و تلخی را انکار نمی کند اما معتقد است که می توان آنها را به کامیابی و شیرینی تبدیل کرد. او فشار های زندگی را مانند حرکات ورزشی می داند که هرچه شدیدتر باشد ، بدن او را نیرومندتر خواهد کرد ، او شکست را مقدمۀ پیروزی ، و سختی را طلیعۀ آسانی میداند. چنین کسی با نگاه امیدوارانه به زندگی و اعتماد به خدا و در نتیجه ، امید به هدایت او و اعتقاد به نیروهای درونی خود ، دلیلی برای افسردگی نمی بیند.

 

این شادی ها گاهی برای خود آدمی و زمانی برای دیگران است. تبسم به دیگران ، پوشیدن لباس های شاد ، استفاده از بوی خوش ، مهربانی کردن ، شاد کردن مردم و ... همه برای ایجاد فضای شاد و در نتیجه تجدید قوا برای ادامه حرکت تکاملی است.

 

با شادی زندگی انسان معنا می یابد و ناکامی و نا امیدی و ترس و نگرانی بی اثر می شود. در پرتو شادی است که انسان می تواند خودسازی کند و در اجتماع مفید باشد.

 

عوامل شادی آفرین

 

1. ایمان

نگاه گذرا به تعالیم دینی نشان می دهد که از آثار ایمان مذهبی ، شادابی و سرزندگی است ؛ چرا که مذهب ، بر زمینه های پیدایش شادی سفارش کرده و نشانه هایش را ستوده است.

 

نداشتن نگرانی و اضطراب و رسیدن به اطمینان قلبی اساس هر نوع شادی است و این ممکن نیست ، مگر با ایمان به قدرت مطلقی که سرچشمۀ همه نیکی هاست. مهربان دانستن خداوند و امکان گفتگوی مشتقیم با او ، چراغی از امید و اطمینان در دل موُ من می افروزد.

 

2.رضایت و شکیبایی 

در زندگی گاهی مشکلاتی بوجود می آید که رفع آنها بیرون از توان انسان است. ما بطور معمول از این مشکلات خشنود نیستیم و آنها را با دید ظاهری ، مانع امیال و اهداف خود می دانیم. بیشتر ناخرسندی های ما در همین مواقع بروز می کند ، خون می خواهیم به هر صورت مشکلات فوق طاقت خود را رفع کنیم ، در حالیکه بهترین راه غلبه بر این رخدادها ، کنار آمدن با آنها است.راضی بودن به رضای خدا ، به انسان آرامش می بخشد و در سخت ترین حوادث مددکار آدمی می شود.

 

3.پرهیز از گناه

لذت و خوشی ، فقط با عوامل مادی بدست نمی آید بلکه عوامل معنوی هم در ایجاد شادی موُثرند.گاهی انجام دادن کارهایی که از روی عادت باید لذت بخش باشند ، هیچ لذتی به انسان نمی دهد ، حتی عذاب وجدان هم می آورد ؛ چرا که روح و وجدان ، آمادۀ لذت بردن نیستند.یک غذای لذیذ یا خانۀ بسیار زیبا ، اگر حرام و نامشروع باشد ، برای انسان سالم و طبیعی ، تلخ و ناگوار است.

پرهیز از گناه ، در بیشتر مواقع ، پرهیز از لذتهای مادی سطحی است ، اما شادی آور است ، زیرا روح آدمی بگونه ای است که گاهی از "پرهیز " و " ریاضت معقول " سرخوش می شود.ارضای تمایلات به هر صورت ، شادی آور نیست ؛ گاهی" پرهیز از لذت " لذت بخش است.

 

4. مبارزه با نگرانی

شادی ، نبودن اندوه است .اگر انسان بتواند نگرانی ها و اندوه ها را از خود دور کند ، شاد است.البته انسانهای شاد نیز گاه غمگین می شوند که طبیعی است ؛ چراکه بعضی از غمها لازمۀ زندگی است اما بسیاری از آنها برخاسته از نگرانی ها و نا امیدی ها است. این نگرانی ها منشاء مشکلات بسیار دیگری ، از جمله بیماری است. کسانی که دچار دلهره و نگرانی باشند ، از هیچیک از امکانات زندگی لذت نمی برند.

 

5.تبسم و خنده

گرمی تبسم و لبخند ، کینه ها را از بین می برد و به روابط انسانی تعادل می بخشد. وقتی می خندیم ، همه چیز به نفع جسم و روح ما پیش می رود. هنر شاد بودن ، مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاهترین زمان ممکن است.

ما می توانیم در خندیدن ، کودکان را سرمشق خود قرار دهیم. کودک به طور طبیعی تقریبا" به همه چیز می خندد ؛ گویی می داند که یک خندۀ سیر ، او را سالم و متوازن نگه می دارد.حتی وقتی انسان عمیقا" غمگین و ناراحت است ، باید هنگام روبرو شدن با دیگران ، خود را شاد نشان دهد و تبسم کند.باید صادقانه خندید و شخصیت خود را نیز در نظر داشت.خنده آنگاه موُثر و درمان بخش است که به موقع باشد و به شخصیت دیگران آسیب نرساند. خنده های بیمورد و تمسخر آمیز ، انسان را غافل می کند و پردۀ سیاهی روی عوامل شادی آفرین دیگر می کشد.

 

6.شوخ طبعی

شوخ طبعی و خوش رویی را می توان ساده ترین راه آفرینش شادی دانست. شوخی روح را شاد می کند و با آفرینش لبخند ، انسان و محیط را شادابی و خرمی می بخشد. خنده ، حتی نیم خند و حتی خیال خنده ، شگفتی مطبوعی به روح انسان می بخشد که اغلب با آرامش اعصاب و سبکی ذهن همراه است.

 

7.بوی خوش

در روابط انسان ها ، بوی خوش ، عامل فرح انگیز مهمی است و متقابلا" بوی بد ، نا امید کننده و سبب افسردگی است. امام صادق (ع) که سلام خدا بر او باد می فرماید :" رسول خدا برای بوی خوش بیشتر از خوراک خرج می کرد."

 

8.پوشیدن لباسهای روشن

رنگ ها ، عکس العمل های گوناگونی را در انسان بر می انگیزند. رنگ روشن ، شادی آفرین است. در دین نیز به پوشیدن لباس های روشن ، توجه زیادی شده است . پیامبر (ص) فرمودند :" جامۀ سپید بپوشید که نیکوترین رنگ هاست."

در حال نماز نیز مستحب است که نمازگزار ، لباس سپید بر تن کند و تاکید شده است که پوشیدن لباس سیاه در هنگام نماز، مکروه است.

 

9.خود آرایی

آراستگی ظاهری انسان ، عامل مهمی در جذب افراد به کردارهای پسندیده است. روان شناسان اجتماعی ، آراستگی شکل ظاهری را عامل موُثری در کارایی پیام دهی می دانند.

در اسلام ، آراستگی ظاهری ، امتیازی برای فرد و یکی از نشانه های ایمان دانسته شده است.

 

10.تلاش و پرهیز از تنبلی

کار، جوهر آدمی و نشان حیات او است. آن که تلاش نمی کند و به تنبلی خو کرده ، بهره اش از زندگی اندک است و سلامت او در خطر ، و شادابی اش بر باد.کار و تلاش ، استعدادهای آدمی را شکوفا می سازد، از انحراف و لغزش او جلوگیری می کند و بر سرزندگی و نشاط او می افزاید.

 

11.سیر و سفر

گشت و گذار در طبیعت و دیدن منظره های زیبا و آشنایی با آداب و رسوم ملل ، گذشته از فایده های بیشمار مادی و معنوی ، آدمی را از افسردگی می رهاند و به سلامت جسم و روان او کمک می کند.

 

12.امید به زندگی

در فرهنگ نیایش پیشوایان معصوم (ع) ، تقاضای عمر طولانی از خداوند ، ذکر شده است و همین را به دوستان خویش نیز آموخته اند . از این رو در ماه رمضان که بهترین زمان برای سخن گفتن با خدا است ، این دعا هر روز تکرار می شود : " بار خدایا ! از تو می خواهم که یکی از مقدرات شب قدر را عمر طولانی ام قرار دهی ."

یکی از فلسفه های انتظار در مکتب تشیع نیز امید و توجه دایمی انسان ها به زندگی و آیندۀ برتر است.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت 19:40  توسط سن سی حسن همتی  |